دریچۀ دوّم

محتوای درج‌شده در این سایت – از ترجمه گرفته تا تالیف ومقالات پژوهشی وهنری – پرده از دو چشم‌انداز گوناگون برمی‌دارد؛ دو «دریچه» که هر یک راهی متفاوت به جهان می‌گشایند. دریچۀ اوّل، پنجره‌ای تنگ وغبارگرفته است که نگاهی یک‌سویه وگرفتار در روایت‌های دینی، نژادی و یا ملی است. آنچه در این رویکرد نادیده گرفته شده، از جمله لایه‌های مردم‌شناختی، آئین‌ها، جغرافیاهای تاریخی، قوم‌ها/ملت‌ها، فرهنگ‌ها و زبان‌های دیگر، بخش لاینفک تاریخ به شمار می‌روند. این نگاه، بیش از آن‌که حقیقتی بجوید، به ستایش خویشتن می‌پردازد و در اغراق و خودبزرگ‌بینی گم می‌شود. در دریچه اول نقش زن و سوژه‌های فرودست غایب است وطبیعت و دیگر موجودات حضوری ندارند. این دیدگاه چون آینه‌ای معوج، واقعیت را تحریف می‌کند و پیوسته مرز میان «ما» و «دیگران» را پررنگ‌تر می‌سازد؛ مرزی که جز تبعیض و سرکوب و جدایی، ثمری ندارد

 

دریچۀ دوم فرصتی می‌آفریند تا هم غرب وهم شرق نگاهی نو یا دوباره به خویش بیندازند والگوهای یک‌جانبه و منسوخ‌ را به فراموشی سپارند. بخش عظیمی از مطالعات شرق‌شناسانه‌ی غربی هیچ‌گاه این مجال را به شرق نداده است که از دیدگاه خود، هم خویشتن وهم فرهنگ‌های همسایه‌اش را با درهم‌تنیدگی‌ها و پیچیدگی‌های باطنی که در پیوند با بیرون پرورش یافته است بهتر بشناسد. صدمات شرق‌شناسی استعمارزده و بی مسئولیتی و خوش‌باوری درایران و کشورهای همجوار برای بررسی و فهم و نقد زندگی و شرایط فرهنگی خودمان بی‌عواقب نبوده است

 

دریچۀ دوّم اما گشوده بر افقی روشن‌تر است؛ پنجره‌ای رها از زنجیر باورهای کهن و تکیه‌زده بر پژوهش‌های فراگیرتر، همراه با تجربه‌های عینی‌تر و نه خیالی. این نگاه، فرد وجامعه را به «خودی دیگر»، برابرخواه، و گشوده فرا می‌خواند؛ خودی پرسشگر، انعطاف‌پذیر وآینده‌نگر که با جهان در تغییر، هم‌نوا و هم‌سخن است

 

 

دریچۀ دوّم یک سفر از نوشتجاتِ کهنه و نو به جهتِ ابداعِ یک خودِ جدیدِ خردمند و پروراندن اندیشه‌های تجدّدگرا وبرابراندیش ودیگرخواه است. در حقیقت، دعوتی است به عبور از تاریکی روایت‌های بسته، به سوی سپیده‌ای جهانی‌تر وانسانی‌تر؛ جایی که انسان از بند باورهای تحمیل‌شده رها می‌گردد. چنین نگاهی می‌تواند سرآغاز روشنگری تازه‌ای باشد برای ایران، برای مشرق زمین، برای جهان. دریچه‌ی دوم رهایی از زنجیرهای پندار گذشتگان ‌است